سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
318
تاريخ ايران ( فارسى )
نمايد و بدين سبب سفرائى براى اجراى اين منظور باصفهان فرستاد . شرايط پيشنهادى او بدينقرار بود . الف - ايران بايد از ماليات و خراج صرفنظر كند . ب - هيچ نيروى خارجى نبايد بقندهار فرستاده شود . ج - منصب حكمرانى در خانوادهء او موروثى گردد . اين مذاكرات افغانىها را كه بواسطهء بدست آوردن استقلال با آن جنگ سخت و خونين بر خود ميباليدند شديدا عصبانى كرده و محمود نيز كه ديد احساسات عامه موافق با اوست با چهل تن از اتباعش مير عبد الله را بقتل رسانيد . ميگويند پس از قتل مير عبد الله نقارهخانه بصدا درآمده و رؤسا و خوانين جمع شده پس از مشاوره و تبادل آراء مير عبد الله را نظر به تعليماتى كه بسفراى افغان داده بود مستحق مرگ دانسته و محمود را حكمران قندهار اعلام نمودند . ظهور ابداليهاى هرات همانطور كه انتظار ميرفت موفقيت ميرويس محرك ولايات ديگرى كه سكنهء آنها سنى بودند گرديده و بشورش برخاستند . از جمله يكى ولايت هرات بود كه رئيس ابدالى « 1 » آنجا اسد الله نام ، خود را مستقل اعلام داشته و براى غارت و چپاول خراسان به ازبكها پيوست . براى مقابلى با هجوم او در سال 1132 هجرى ( 1719 ) يك ارتش ايرانى بعدهء سى هزار تن جمعآورى شده و در تحت فرمان صفى قلى خان بسوى هرات حركت نمود . اين ارتش در راه با دوازده هزار نفر ازبك تلاقى نموده و آنها را شكست داد و اين پيروزى را بفال نيك براى پيروزى بعد كه بمراتب مهمتر بود گرفتند . اسد الله خان با 150 هزار نفر افغان مصمم گشت با نيروى ايران كه چند برابر قواى خود بود مقابلى نمايد . جنگ خيلى سختى درگرفت و در حين پيكار اتفاقا توپخانهء ايران بر اثر ارتكاب يك اشتباه عدهاى از خود ايرانيان را در زير آتش گرفت . اين اشتباه باعث شد كه تصور شود كسى در ارتش خيانت نموده و همين خيال در تمام آرتش تأثير بزرگ و شديدى نموده و سپاهيان را به حال سراسيمگى و اختلال انداخت . افغانها
--> ( 1 ) - اين طايفه كه نامش از يكنفر ابدال يعنى ولى مأخوذ مىباشد با همان درانى عينا يكى است . احمد شاه در نتيجهء خوابى كه ديد اين نام را تغيير داده و لقب شاه در دران را اختيار نمود . ( مؤلف )